تبليغاتX
دگردیسی

دگردیسی

فلسفی - سیاسی

ابهام در لغو راهپیمایی 22 خرداد

در واقع مي توان گفت موسوي و كروبي و نظاير آنها خود به خود عاقل نشده اند بلكه هنگامي كه روز 9 دي سرشان به سنگ خورد و 22بهمن فهميدند چاقويشان نمي برد، در بن بستي دوسويه گرفتار شدند و كم هزينه ترين گزينه پيش پاي آنها همين اعلام لغو راهپيمايي 22خرداد با ادعاي عقلانيت و نگراني براي جان مردم بود. سران فتنه با اقدام كذايي كوشيدند مانع از نمايش ريزش قريب به اتفاق بدنه فتنه در خيابان شوند.

این جملات متعلق به روزنامه کیهان است اما سوالی که ذهن آگاه را مشغول میدارد آنستکه آقایانی که تا دیروز معتقد بودند که ملت نباید به خیابانها بیایند و مجوز راهپیمایی نمیدادند حال که باید ابراز خوشحالی از این کار موسوی و کروبی کنند چرا زانو غم به بغل گرفته اند مگر در پس جریان چه تدارک دیده بودند که امروز از هزینه برباد رفته و نقشه نقش بر آب شده خود چنین ناراحتنند و آیا این خود بیانگر آگاهی آقایان موسوی و کروبی از جریانی خاص نبود این سوالیست که بعدها تاریخ بدان جوابگو خواهد بود

***بیانیه عقب نشینی خیابانی اعتراف به 8 ماه بی عقلی و حماقت(روزنامه کیهان 89/3/23)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 11:13  توسط سهیل سجودی  | 

22 خرداد گرامی باد

یکسال گذشت

یکسال پیش در چنین زمانی با دوستان به دنبال جایی خلوت میگشتم تا بتوانم رای خود را دهم.

رای را که حداقل حقم میدانستم.رای که برایش از ماهها پیش با خود کلنجار رفته بودم و سرآخر نه تنها خودم قانع شده بودم بلکه حداقل دو ماه برای احقاق حق فعالیت کرده بودم.

خاطراتی که هیچگاه از ذهن من و دوستانم پاک شدنی نیست .شبها که تا دیر وقت بیدار بودیم دعواها و دادو بیدادهای ناشی از خستگی کار برسر هم در آن روزها و حمایت  و پشتیبانی و دل گرمی مردم که باعث میشد تا شبها آخر وقت با تمام خستگی تنها خاطرات خوب برایمان بماند.

در این یکسال درسهای بسیاری گرفتیم که شاید سالها باید سپری میگشت تا این تجارب کسب شوند.فهمیدم که ملت ما بسیار میفهمند بیشتر از آنکه ما فکر میکنیم،دوستان و نافریقان را بیش از پیش شناختیم و معنای عدالت را بیشتر از قبل با پوست و استخوانمان حس کردیم.

امروز در جایی ایستاده ایم که ثمره خون بسیاری از عزیزان چه پیش چه بعد از انقلاب است.خونی که همواره محترم بوده است و خواهد بود و متعلق به هیچ جریان و گروه خاصی نیست الا مردم ایران که با تمام سختیها و دردهای این سالها ساختند و دم فروبستند.

در این حال که به یاد ایام گذشته هستم تنها خواستار رهایم رهایی از دروغ ،زندان ،فریب و ...



+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 10:6  توسط سهیل سجودی  | 

خرداد

درچند مدت اخیر پس از بازگشت از نمایشگاه کتاب در حال خواندن و نوشتن مطالبی برای خودم بودم.

ابتدا هرچند خیلی دیر شده باید ذکر کنم که در نمایشگاه امسال جدا از برداشتن یکسری کتابها از غرفه ها بی نظمی بیداد میکرد و برای امثال بنده که تنها رفته بودند یک عذابی بود که خستگیش تا یک هفته در تن ماند و قیمت بالای کتابها که نشانگر آنست که تا چه حد در این شرایط بد اقتصادی اقشار مختلف مقامالت به کتاب خوانی اهمیت می دهند.

کتاب خسوف خرد هورکهایمر که برای اولین بار در ایران توسط گام نو با ترجمه اکسر فر چاپ شد از جمله کتابهای باارزشی بود که خواندنش خالی از لطف نیست و مقاله ای در بابش نوشتم که در وبلاگ میگذارم.انتشارات گام چهار جزوه کوچک به سبک جیبی کتابهای قدیمی با برگ کاهی چاپ کرده بود که از دیدم مهمترینش فاشیسمُدولتُضد انقلاب کارل کورش ترجمه احسانت نوروزی بود که بنده از ترجمه لذتی نبردم.

از نکات جالب در نمایشگاه برایم فراوانی کتابهای پست مدرن و عدم جلوگیری فروش این گونه کتابها مانند آثار نیچه -فوکو- بودریا- دریدا و امثالهم بود که از افراد ۱۵ ساله تا ۸۵ ساله می خریدند تا نشانگر آن باشد که مبارزه با علم گرایی و روشهای خردگرایانه حال چه ذهنی و چه عینی از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است و خواهد بود.

در این مدت از عمل سیاسی فاصله زیادی یافته ام که از دید بسیاری از دوستان نقد کوبنده ای را به بنده لطف داشته اند که البته میدانم نقدشان از روی کین نیست اما در شرایط زمانی هر کس راهی را برای خود می جوید و متاسفانه بعضی دوستان کار تئوریک را عمل سیاسی نمیدانند که نظر بنده اینگونه نیست بگذریم....

خرداد یاد آور خاطرات بسیاری با دوستانم است که به حتم تا آخر زندگانی از یادم نمی رود شور و شعور و اشتیاق پارسال را که به خاطر می آوریم تنها آه و افسوس است و لی معتقدم باید از تمامی این شرایط درس و تجربه کسب نمود و با مروری بر عمل و عکس العملها باید گام در مسیری سازنده نهاد مسیری پر پیچ و خم که در این راه هم اشک و لبخنددر کنار یکدیگرند که نباید بایکی نا امید و با دیگری قره شد.

***اگر در این مدت کمتر مینویسم بدلیل خرابی سیستم است که میین سیستمم پیدا نمیشود بالاخره سیستم ما زغالی دیگه.

***سایتی برای شیوا نظرآهاری

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 8:50  توسط سهیل سجودی  | 

هنوز زنده ام

سلام به تمامی دوستان اگر چند وقتیست نبودم مشکل از سیستم بندست که دچار مشکل شده و هنوز درست شدنی نیست ولی خودم درسته درستم؟؟؟

همینجا از دوستانی که نظر گذاشتن و نتونستم جوابشونو بدم عذر میخوام.

راستی روز جهانی کارگر و معلم هم گذشت.نمی دونم روز کارگر رو چی بگم درحالی که هر روز کارگر ها از قراردادی یک ماه هم به روز مزد تبدیل میشن و یه سوال دارم از مدافعان قانون کار که چطور کارگرها با قرار دادهای یک میه میتونن انجمن کارگری تشکیل بدن واز حقوق خودشون دفاع کنن وقتی براحتی آب خوردن اخراج میشن.

مشکل کارگرهای دنیا با ما خیلی متفاوته ما هنوز بیش از ۸ ساعت کار میکنیم بیمه به تعداد روزهای کاری رد نمیشه و حقوق ها دیر کرد داره.

معلمان هم که بماند که تعداد زیادیشون شرکتین و معلم شرکتی چی افرادی تربیت کنه بماند

راستی نمایشگاه کتاب هم افتتاح شد که خوب یا بد من میرم چون دلم برا دیدن اینجور جوها ناجور تنگه و چند کتبی هم میخرم

دلم برا تمام دوستان که خبرشون رو ندارم تنگه ولی بدونن که هر لحظه بیادشونم و با یاد اوناست کهزندم و باور کنید که اینا شعار نیست

میخواستم یه خط بنویسم اینقدر شد چی کنم که هنوز پر چونم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 0:29  توسط سهیل سجودی  | 

به یاد زید آبادی،نظرآهاری و...

پارسال همین وقتها بود که شورو حال انتخابات در میان فعالان سیاسی روز به روز داغ تر میشد.زمانی که ما به آینده ای می اندیشیدیم بسیار کم خطر تر آرام تر و خردورزانه تر از شرایط کنونی ،بدنبال بازگشت به اصول مغفول مانده قانون بودیم بدنبال آزادی و بسیاری چیزها یی که سر انجام باعث شد تا چند روز پیش از انتخابات جوی بر کشور حاکم شود که از دید بسیاری از پیران طریق نه تنها کم سابقه بلکه بی سابقه بود.

اما اکنون در جایی قرار گرفته ایم که بسیاری از بانیان انتخابات چهل میلیونی که هم پای ما در انتخابات فعال بودند در بندند.

به یاد دکتر زید آبادی می افتم که چقدر برای اثبات عقایدش مسر بود و وقتی با وی در همدان پیش از شروع کنگره صحبت کردم تنها ما را دعوت به آرامش میکرد،به یاد شیوا نظ آهاری می افتم که از طریق وبلاگ باهم آشنا شدیم و تا چه حد دفاع از حقوق کودکان را وظیفه خود می دانست به یاد بسیاری از دوستان که اگر بخواهم بگویم .....بگذریم.

مخلص کلام شعریست که مرحوم کاشانی به باقی تقدیم کرد بود که امروز بسیاری را دربر میگیرد:

هركه را مسيح در نفس است

جاي او در ميانه قفس است

هركجا مرغك خوش الحاني ست

مبتلا و اسير و زنداني ست

ماهي از رقص دلفريب خودش

مي كند تنگ را نصيب خودش

هركه حسني به طالعش دارد

روزگارش چنين بيازارد

سيه آواز و چهره اي چو كلاغ

به رهايي پرد ميانه باغ

هر قناري چو قار قار كند

خويش را از قفس كنار كند

چون بپوشد به تن لباس سياه

مي دهندش ميان باغ پناه

يا كلاغ و رهايي و يله گي

يا قناري و اين قفس زدگي

باز در تنگ در قفس بودن

بهتر از زشت و بد نفس بودن

با فروغ فرشته زنداني

بهتر از زاغكي به مهماني

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 22:44  توسط سهیل سجودی  | 

قدر باهم بودن را بدانیم

دیشب تا ساعت 12 در بیمارستان بودم بازهم اتفاقی ناگوار.

فردی بسیار مرا به یاد مادر می انداخت بر اثر سانحه تصادف در لایهجان به کما رفت و او کسی نبود بجز خاله عزیزم که متاسفانه ساعت 3 نیمه شب خبر ترک کردنش از این دنیای تزویر و ریا روز و شب ما را یکی کرد.

همواره مرگ عزیزان مرا به یاد آن می اندازد که تا چه حد مرگ به ما نزدیک است و فردی که دیروز صبح همین موقع در خانه ما بود قبراق و سالم،اما اما حال رفته است با یک دنیا خاطرات برجا نهاده.

ایکاش قدر هم را بیشتر بدانیم ایکاش بدانیم که زندگی ما به بندی بند است ومادیات زندگی مارا آنقدر گرفتار نکند تا از معنای واقعی زندگی دور گردیم.

امروز پس از شهدای این چند ماه برای باری دیگر سیاه پوش شدم کیدانم که از دست دادن عزیزان را هیچگاه پایانی نیست اما برآنم که تا زنده ام قدر بستگان و دوستان را بیش از بیش بدانم باشد که چنین بادا

***وبلاگ دو تن از دوستان عزیم فیلتر شد فقط میگویم آقایان بس است علیرضا کنعان رو فومنی - حجت نظری

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 11:1  توسط سهیل سجودی  | 

آغاز سال نو (......)

ساعت دو نیمه شبه آخرین روز ساله 88 هست.سالی که هیچگاه در آغازش فکر نمی کردم اینگونه پایانی داشته باشد.سالی که برایم خاطراتی را زنده میکنند که برخی باعث شادیم و برخی باعث عصیانم می شود.

امسال را با امیدو آرزوهای شیرینی آغاز نمودیم به امید آبادانی به امید زندگی بهتر به امید کمی صفا،کمی راستی،کمی فقط کمی شادی،اما آن شد که نباید میشد.ازآن چیز که می ترسیدم بر سرمان آمد.

نمیدانم این لحظات پایانی سال چه بگویم با مادران فرزند از دست داده،با خانواده زندانیان در بند با آورگان سرزمین اهورایم اما می گویم که به یادتان بودیم،هستیم و خواهیم ماند زیرا زندگی یعنی دمی باهم مهربانتربودن.گاهی با خود می اندیشم که ایکاش سال 88 خوابی بیش نبود که بناگاه از آن بیدارشوم اما هرچه به پیش میرویم....

در سال جدید آرزومند بازگشت خرد و احترام به حوزه خصوصی و دستیابی به جمع گرایی مبتنی بر خواست افرادو ،واز صمیم قلب آرزوی بازگشت زندانیان به آغوش خانواده و صبر برای آنانی که زمان را با یادعزیزان از دست داده خود سپری میکنند دارم.به امید سالی روشنتر از پیش آغازگر راهی خواهیم بود که امیدوارم نتیجه آن قدم نهادن در راه زندگی بهتر باشد.

***در این مطلب بارها خطوطی را نوشتم که مجددا پاک کردم زیرا نوشتن برایم در زمینه آغاز سال جدید و گفتن از سال گذشته همراه با سخننانیست که نمیتوانم تماما بیان دارم از دوستان پوزش می طلبم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 2:16  توسط سهیل سجودی  | 

علی انجم روز آزاد شد

طی خبرهای دریافتی علی انجم روز از اعضاءسازمان دانش آموختگان و ریسس ستاد شهروند آزاد رشت آزاد شد.

آزادی علی را خدمت تمامی رهروان آزادی تبریک میگویم و آرزومند آزادی یاران دربندان می مانیم

*** وبلاگ دوست عزیز حجت نظری فیلتر شد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 13:10  توسط سهیل سجودی  | 

کوهزاد آزاد شد

سر انجام کوهزاد اسماعیلی پس از تحمل 4 ماه حبس آزاد شد واین امر درحالیست که وی دارای 3 سال حبس جهت اتهامان جدید خود میباشد که پرونده در مرحله تجدید نظر قرار دارد. در ملاقاتی که با او داشتم چیزی حدود بیست کیلو وزن کم کرده ولی همانند پیش از زندان خود هنوز با متانت واز روی خرد سخن می گوید امری که آقایان باید توجه بیشتری بدان تاکنون نشان می دانند که بسیاری از دوستان مانند کوهزاد نه هیچگاه دنبال انقلاب بوده اند و نه براندازی بلکه خواست آنها دستیابی به حداقل مطالبات قانونی ملت از طریق اصلاحات و در چارچوب قانون بوده است.آزادی کوهزاد را به تمامی دوستان که پیگیر احوال او در این مدت بودند صمیمانه تبریک میگویم.

به امید آزادی دیگر دوستان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 23:44  توسط سهیل سجودی  | 

فواد آزاد شد

فوادشمس آزاد شد خبری که از طریق یکی از دوستان به اطلاعم رسید این در حالیست که در روزهای اخیر خبرهای آز ادی دوستان بیش از پیش است به امید آزادی تمامی یاران دربندمان
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 23:0  توسط سهیل سجودی  |